دیگر به دانشگاه غر نخواهم زد

پیش نوشت : این نوشته حاصل حس بدی است که چند روز دارم و احتمالا ساختار مشخصی ندارد. اگر به دنبال مطلب باارزش می گردید سخت می توان درون این پست به دنبال آن گشت. امشب دلم به طرز عجیبی گرفته است. مدت هاست که به دانشگاه غر می زنم. مدت هاست که نون دانشگاه (ادامه مطلب)

 

شب را ز خود بیرون کنید

اخیرا متوجه شدم که به دلیل شرایط رشته ام و این که بیش از حد به گوشی و کامپیوتر وابسته شده ام حافظه ام ضعیف شده است. و تصمیم گرفتم لااقل هر چند وقت یک شعر یا حداقل سوره کوچک رو سعی کنم حفظ کنم و این جا هم منتشرش کنم تا بتوانم بعدها از (ادامه مطلب)

 

تصمیم دشوار حاضران کربلا

مقدمه ۱) بی شک واقعه کربلا از مهم ترین وقایع شیعیان است. عاشورا واقعه ای است که در کشور ما حرمت عجیبی دارد. نمونه های زیادی در ذهنم هست که مدت هاست دیگر حوصله دین را ندارند اما در مراسم حسین شرکت می کنند. تقریبا همه ما با مراسم های امام حسین خاطره داریم. تاثیر (ادامه مطلب)

 

عدالت و ناعدالتی

پیش نوشت : چند وقتی بود که فرصت نکرده ام مطلب جدیدی بنویسم و خودم عذاب وجدان خاصی دارم. البته واقعا سرم شلوغ بود و خب شاید علت اصلی هم نبود. یکی از علت های مهم بالا رفتن سطح استانداردهام از خودم در نوشتن بود. یعنی انتظار داشتم یا ننویسم یا عالی بنویسم و این (ادامه مطلب)

 

استاد شعبانعلی و دیگر هیچ

باید اعتراف کنم در دوسال اخیر که از دانشگاهم می گذرد هیچ کس به اندازه استاد شعبانعلی نگرش و فکرم را دگرگون نکرده است. تغییری که باعث شده است فعال تر شوم و باانگیزه تر . مردی عجیب و غریب که داستان زندگی اش پر از غیرممکن ها است که ممکن شده است. پر از (ادامه مطلب)