Press "Enter" to skip to content

دسته: متفرقه

مکاشفات پراکنده

این نوشته حاصل مکاشفات نویسنده در روزهای اخیر می باشد. چندان به هم پیوسته نیستند. شاید هم اصلا صحیح نباشند. روزگار غریبی شده. رفتار آدم ها عجیب شده. یا شاید جدیدا بیشتر حس می کنم. نمی دانم. حس می کنم در کشوری هستیم که همه با هم غریبه اند. ادعای…

۴ دیدگاه

از تو یاد می گیرم …

دستی به برگ هایت می کشم. لطافتش را حس می کنم. به معجزه زندگی می اندایشم. این که چگونه توانسته ای از خاک بی روح و سرد سر برآوری و نماینده ی زندگی باشی. چه آرام به من می گویی لذت دوست داشتن را. برایم از حال این روزهایت بگو.…

دیدگاه خود را بنویسید

مناجات های شب قدر

کار داشتم خانه ماندم. اما دلم امان نمی دهد. من که این همه شب از فکر کردن گاهی خوابم نمی برد امشب را بنشینم و درس بخوانم؟ بی خیال بابا… این نوشته را ویرایش نمی کنم. می خواهم بعدها بدانم در شب قدر در مغزم چه می گذشته است. دوست…

دیدگاه خود را بنویسید

یافته های من از «ابن مشغله»

شنیده بودم نادر ابراهیمی نویسنده خوبی است و کتاب هاش جالب هستند اما راستش از آن جا که عموما علاقه چندانی به احساسی خواندن نداشتم سراغ کتاب هایش نرفته بودم. بعد از خواندن این کتاب نظرم به این نویسنده عوض شد. قدرت بالا در داستان گفتن و استفاده به جا…

۳ دیدگاه

باید خواند

پیش نوشت) من ابتدا دو اعتراف باید بکنم. اول این که این مطلب بخش پی نوشت در یک مطلب منتشر نشده بزرگتر درباره نوشتن بود اما به دلیل این که حجم آن بیشتر از حالت عادی یک پی نوشت شد ترجیح دادم کمی بیشتر بنویسم و آن را به یک…

۲ دیدگاه