Press "Enter" to skip to content

دسته: زخم دل

صدایی از درونم مرا فریاد می زند

روزی از روزهایی پاییزی است. مثل همه روزهای دیگرش. پر از برگ های گرم که بر اثر باد سرد ریخته اند. پر از زیبایی های پنهان و قوانین بی انتها. خورشیدی آن بالاست سوسویش نگاهت را می زند اما دلت را روشن می کند. چشمت باران می خواهد. پایت مسیری…

۱ دیدگاه

امید …

پیش نوشت) تقریبا یک سال پیش بود که ایده وبلاگ نویسی به ذهنم خورد. از آن موقعی این اتفاق افتاد که تصمیم گرفته بودم محیط خودم را بهبود بخشم. با خودم تصمیم گرفته بودم از امید و بهبود و راه حل بنویسم. با همه آدم هایی که می گفتند سخت…

۱۰ دیدگاه

برنامه برپا را از دست ندهید (آموزش؟ و پرورش؟)

پیش نوشت : فکر کنم از مطلب نگذاشتن این چند وقت مشخص است که چقدر درس و کار همزمان در حال فشار آوردن هستند و باعث شده اند که نتوانم بنویسم. هر چند شاید باید بهتر برنامه ریزی بکنم. این متن تا حد خوبی فاقد مطلب جدید است و در…

۳ دیدگاه

همه ما مقصریم (طلب کاری اجتماعی)

نظر شما را به داستان زیر جلب می کنم : در گذشته های دور پادشاهی بیگانه بر سرزمین مادری مسلط شد. او بد خواه و در عین حال زیرک بود. و وزیری داشت از خودش بسی بد خواه تر و زیرک تر. به او امر کرد که راهی بیاب تا…

۳ دیدگاه

تصمیم دشوار حاضران کربلا

مقدمه ۱) بی شک واقعه کربلا از مهم ترین وقایع شیعیان است. عاشورا واقعه ای است که در کشور ما حرمت عجیبی دارد. نمونه های زیادی در ذهنم هست که مدت هاست دیگر حوصله دین را ندارند اما در مراسم حسین شرکت می کنند. تقریبا همه ما با مراسم های…

۳ دیدگاه