Press "Enter" to skip to content

بیایید ریاکار باشیم (هم افزایی)

پیش نوشت ۱) مطالب این نوشته برداشت های نویسنده از چندین پدیده اجتماعی می باشد و ارزش دیگری ندارد.

پیش نوشت ۲) بر همگان واضح و مبرهن است که ریاکاری در فرهنگ ما عملی نکوهش شده است. ریاکاری عموما به وضعیتی گفته می شود که شخص در آن عملی را که انجام داده است به صورت عمومی بیان می کند و طبق گفته ها این کار عموما باعث از بین رفتن اجر عمل می شود. انسان هایی که ریا نمی کنند هم افتاده و فروتن خطاب می شوند. اما آیا ریاکاری در همه ابعاد همین معنی را دارد؟ آیا همیشه کار نکوهش شده و غلطی است؟ اصلا چرا این عمل زشت است؟

الاعمال بالنیات. عمل ها از روی نیت هایشان شناخته می شوند. موضوعی که ریا را امری نکوهش شده می کند نیت اصلی پشت آن است. شخصی که به تعبیر عموم ریا می کند در حال انجام کار یا گفتن مطلبی است که باور قلبی به آن ندارد. هدفش از آن عمل پیدا کردن ارزش اجتماعی یا منافع مادی است. اما آیا هر باری که شخصی از خودش چیزی گفت و یا این که کاری را انجام داد می توانیم بگوییم ریاکرده؟ این موضوع برخورد جامعه با ریا باعث شده است که برخی افراد از این موضوع سودجویی کنند. من می خواهم در این مطلب از مواردی بگویم که بیان ویژگی های فردی و بیان کارهای انجام شده اگر با نیتی غیر از مورد بالا باشند نه تنها باعث ضایع شدن اجر عمل نمی شوند بلکه برعکس باعث گسترش و یا پیشرفت می شود.

نتیجه ریاکار خطاب کردن آدم های درستکار گوشه نشین شدن آن هاست. باعث می شود آدم های بد آن چیزی را که نیستند بگویند و آدم های خوب آن چیزی را که هستند نگویند. باعث شده است که آدم درستکار همیشه همان شخصیت بی عرضه ولی درستکار درون فیلم های مهران مدیری باشند. باعث شده است که امثال امیرکبیر به راس کار نیایند. من فکر می کنم باید بپذیریم که بیان ویژگی هایی که وجود دارد یا تمایزی ایجاد کرده است اسمش ریا نیست. گاهی بیان تخصص است. گاهی اشاعه یک فرهنگ است. و گاهی اثبات وجود تمایز است. و به طور کلی می خواهم بگویم که نباید هم افزایی را با ریاکاری جابه جا بگیریم می خواهم بگویم اگر اسم این کارها ریاکاری است. چه خوب است ریاکار باشیم! من اسم این شکل از ریاکاری را ریاکاری مثبت می گذارم و در ادامه می خواهم از ضرورت هم افزایی و زمینه های آن بگویم.

چرا می گویم هم افزایی خوب است؟

۱- پیشرفت فردی همراه با پیشرفت جمعی : یکی از اشتباهات ذهن من این است که گاهی پیشرفت را در تفاوت می بینم. خودم را مقایسه می کنم و می گویم خب من موفق شدم چون تفاوت فاحشی ایجاد شد و یا موارد از این قبیل و فکر می کنم ذهنیت در مورد پیشرفت باید فقط وابسته به خود باشد یعنی فقط باید دیده شود که من چقدر جلو رفتم نه این که بقیه چقدر جلوتر یا عقب ترند. خب حالا این مطلب چه ربطی به هم افزایی دارد؟ بارها دیده ام که افراد زمینه ای که در حال کار کردن در آن هستند را حتی به دوستشان هم نمی گویند. علتش هم یک جور منیت عجیب است چون شاید اگر بگویم دیگری هم در این زمینه رشد کند و جا برای من تنگ شود. خب حالا می بینیم که آن مدل ذهنی تفاوت گرا می تواند تاثیرگذار باشد. توی ذهن هم حتما با خودم می گویم خب اگر بگویم ریا می شود. درحالی که شاید مشکل واقعا از جای دیگری است. سرتان را درد نیاورم هم افزایی در بیان زمینه های فعالیت و کار باعث پیشرفت اطرافیان و در نتیجه پیشرفت ما می شود. هر چند گفتن این موضوع آسان است اما عمل کردن به آن نیازمند تغییر مدل ذهنی و نحوه فکر کردن است.

۲- هل دادن انسان به گام بعدی : گاهی بیان دستاورد ها یک نتیجه واضح برای خودمان دارد. و آن این که ما را به گام بعدی هل می دهد. اگر شخص دستاورد فعلی خود را به راحتی عنوان کند از نظر ذهنی و درونی به این نتیجه می رسد که خب حالا من دیگر چیز خاصی در چنته ندارم و در نتیجه باید بروم و ادامه تلاش را انجام دهم تا به پیشرفت بیشتری برسم و حرفی برای گفتن داشته باشم. هر چند این کار کمی ظالمانه به نظر می آید. اما اگر در وضعیت سکون گیر کرده باشم این که یک عامل من را به جلو هل دهد احتمالا راه حل خوبی خواهد بود.

۳- ایجاد انگیزه برای زمینه های تمایز و تخصص در دیگران و خود : وقتی از زمینه تخصصی در خودمان می گوییم نه تنها به تعبیر مورد ۲ باعث ایجاد انگیزه در خودمان می شود که علاوه بر آن باعث ایجاد انگیزه در دیگران نیز می شود. چون اگر همه به این شکل عمل کنند افرادی که زمینه خاصی برای کار نداشته اند و روز شب می کنند به این نتیجه می رسند که داشتن یک زمینه متمایز و یک دستاورد چقدر خوب است و یک جور عامل انگیزشی برای آن ها نیز می شود. در واقع می توان گفت انسان ها را از خمودی در می آورد و به عمل وادار می کند.

۴- روحیه کار تیمی : فکر می کنم یکی از دلایل تشکیل تیم ها برهم پوشانی مشکلات همدیگر است. وقتی خیلی راحت کارهایی را که کرده ایم می گوییم می توانیم خیلی راحت بپذیریم که من در زمینه هایی قوی و در بسیاری ضعیف هستم. دیگری هم شرایط مشابه دارد. حالا که می توانیم همدیگر را بشناسیم چه خوب است که تیم شویم. شاید نتوان این مورد را به ریاکاری مثبت مستقیما ربط داد اما تجربه شخصی من ثابت کرده گاهی تیم ها از همین حرف های ظاهرا ساده تشکیل می شوند.

خب تا حالا از ضرورت گفتم و حرف های کلی حالا می خواهم زمینه هایی که به نظر من مصداق های این رفتارند را عنوان کنم:

۱- زمینه های اجتماعی : من فکر می کنم جامعه ما در شرایطی است که کسی برای ارزش بخشیدن به زندگی دیگران تره هم خورد نمی کند. بسیاری از ارزش ها در شهر بزرگی مثل تهران رنگ باخته و آدم ها بیشتر از عمل کردن در حال غر زدن هستند. در چنین شرایطی بیان کارهای اجتماعی مثبت نه تنها عمل نکوهش شده ای نیست بلکه باعث می شود تلنگری به سایر انسان ها هم زده شود که گاهی می توان کارهای کوچکی کرد که در مقیاس بزرگ می تواند بسیار تاثیرگذار باشد. دوست خوبم فواد مطلبی دارد تحت عنوان “کارهای کوچک عملی” پیشنهاد می کنم حتما سری به آن بزنید. من هم می خواهم به زودی مطلبی تحت این عنوان را شروع کنم تا بتوانم به عملگرایی نزدیک تر و از غر زدن دور شوم.

۲- گفتگو با دوستان : بارها شده است که در گفتگو با دوستانم می گویم چه خبر؟ چه می کنید؟ چه کار می کنید؟ و برداشتی که آن ها دارند این گونه است که من قصد دخالت با فضولی یا هم چنین چیزی دارم. خیلی دوست دارم روزی برسد که اگر از کسی این سوال را پرسیدم با قدرت یک زمینه خاص را بگوید و ادعا کند که من در این زمینه قوی هستم و کار می کنم و بتواند در آن زمینه برای من لااقل چند ساعتی حرف برای گفتن داشته باشد. اعتقاد شخصیم این است که اگر قرار است کاری انجام شود به انواعی از تخصص ها نیاز دارد و با قایم کردن زمینه هایی که در حال کار بر روی آن هستیم نمی توانیم در این گونه گروه ها فعالیت قوی داشته باشیم. به نظر من علت عدم پیشرفت خیلی از کارها همین است. ارتباطمان با هم کم است اگر هم رابطه ای داریم حاضر نیستیم زمینه تخصصی را بگویم (یا شاید هم واقعا نداریم). چند روز پیش که با دکتر نقشینه صحبت می کردم و ایشان فرصت بهره بردن از صحبت هایشان را به من دادند جمله ای شنیدم که حس کردم به این موضوع نزدیک است. ایشان می گفتند اگر بخواهیم سرعت رشد علم را در کشور بیشتر کنیم لازم است شبکه های علمی تشکیل شود. یعنی من بدانم استاد اتاق بقلی در حال تحقیق در چه زمینه ای است. فکر می کنم این موضوع شکل دیگر همین مسئله در فضای علمی است. پس به طور خلاصه باید حواسم باشد اگر کسی از من پرسید در زمینه تخصصی ات چه کاری بلدی تواضع را کنار گذاشته و زمینه ای را که در حال تلاش بر روی آن هستم بگویم و هم چنین از شنیدن زمینه های تخصصی دیگران لذت ببرم.

۳- مطلب نوشتن در وبلاگ و کامنت گذاشتن : یکی از زمینه هایی که در آن نمی توان دورو بود وبلاگ نویسی است. وبلاگ نویسی ماهیتی از جنس هم افزایی دارد. من فکرها و نظرهای خودم را بدون این که بقیه فکر کنند شما در حال ریاکاری هستم باید بتوانم بگویم. وبلاگ خوب یا بد ماهیت اصلی شما و فکر شما را نشان می دهد. اگر می بینم مطلبی برای گفتن نیست یعنی به سکون و خمودی رسیده ام. اگر می بینم مطلب هایی که می نویسم محتوای خوبی ندارد یا فکر نشده است باید مطمئن باشم که احتمالا در زندگی عادی هم وقت برای این موضوعات نمی گذارم است. سطح مطالب وبلاگ تا حد خوبی نشان دهنده سطح فکر است. البته گاهی وبلاگ نویسی به صورت تفریحی انجام  می شود که خب بحثش جدا است. خلاصه در وبلاگ نویسی نمی توان دروغ گفت. و اگر مطلبی در وبلاگ می نویسم نوعی هم افزایی یا ریاکاری مثبت است. کامنت گذاشتن ماهیتی از جنس هم افزایی دارد. به این معنی که اگر مطلبی را زیر مطلب دیگر می نویسیم و نظر خود را می گویم این موضوع باعث هم افزایی و رشد فکری هر دو طرف می شود. پس کامنت گذاشتن هم نوعی ریاکاری مثبت است به این معنی که سعی می کنم ذهنیت و فکرم را بدون هیچ قصد دیگری بیان کنم. هر چند مدتی است که وقتی کامنت در جایی می گذارم آدرس وبلاگ خودم را نمی گذارم تا برداشت بدی صورت نگیرد.

۴- تقلب کردن یا نکردن در تمرین ها : سیستم دانشگاه این است که استاد یک تمرین می دهد و هر گونه مشورت با دوستان به تقلب تعبیر می شود. خیلی پیش آمده است که من با دوستانم وقتی در حال حل یک مشکل هستیم و با هم روی موضوع فکر می کنیم غلط های هم را می گیریم و هم چنین نسبت به حالت عادی سریع تر یاد می گیریم. البته در مورد تمرین های ریاضی وار که ماهیت تکی دارند این موضوع صادق نیست. در کل نظرم این است که همکاری دانشجویان با هم برای انجام یک پروژه یا تمرین باعث رشد می شود. و  فکر می کنم سیستم فعلی دانشگاه برای تمارین به زودی منسوخ خواهد شد چون از قابلیت هم افزایی بهره نمی برد. سایت متمم مثال خوبی برای نشان دادن این موضوع است که لزوما دیدن تمرین دیگران و حرف های آن ها باعث ظلم و عدم پیشرفت نمی شود بلکه برعکس باعث رشد آرام آرام سطح تمرین ها خواهد شد. در این سایت پروژه ها و تمرین ها طرح می شوند و شما می توانید تمرینی که هر کس انجام داده است را مشاهده کنید.

۵- بیان شکست ها و تجربیات کاری : باز هم از گفته های دکتر نقشینه بگویم. بحث به این جا رسیده بود که گفتم اگر بمانم شاید نتوانم مفید باشم و شکست بخورم و سربار اضافه ای برای جامعه شوم. اما خب دکتر گفت اگر بمانی شکست هم که بخوری به آیندگان می گویی این راه ها غلط بوده تا آن ها این مسیر را دوباره طی نکنند. خب حرف منطقی بود و عمل به این حرف دشوار. باید منیت را در خودت بکشی. برای اعتقاد داشتن به این حرف باید بپذیری که انجام دادن کار مهم بوده اما دیده نشدی یا مرده بودی برایت فرقی نکند. در کل اگر بتوانیم راه های شکست نخوردن را به هم راحت بگوییم چند برابر گفتن راه موفقیت در یک زمینه باعث هم افزایی می شود.

پی نوشت ۱) امیدوارم تا این جا من را دنبال کرده باشید و توانسته باشم مطلب باارزشی گفته باشم. زیاده روی من را در توضیح دادن ببخشید.

پی نوشت ۲) به عنوان یک ریاکاری مثبت می خواهم همین جا اولین حرکتم را انجام داده باشم. اخیرا ۱۰۰ تومن به خاطر معدل برتر از دانشکده هدیه گرفتم. می خواهم به عنوان زکات معدل نیمی از آن را به بنیاد کودک ببخشم. امیدوارم روزی بتوانم درامد خوب و همت عالی داشته باشم تا تاثیرم در جامعه مشخص تر و پررنگ تر از ۵۰ تومان باشد. لازم به ذکر است که من با کمک کردن به این فضاها به خودم کمک کرده ام (علتش خودش یک مطلب کامل است). و شما را هم به انجام این فعالیت ها در صورت توانایی تشویق می کنم 🙂

این هم از عکس واریز :

۸ Comments

  1. اسماعیل
    اسماعیل ۱۳۹۶-۰۸-۲۲

    شیرینیش را بخوریم امیرحسین:)
    “من هم می خواهم به زودی مطلبی تحت این عنوان را شروع کنم تا بتوانم به عملگرایی نزدیک تر و از غر زدن دور شوم. “منتظر این مطلب هستم .

    • امیرحسین
      امیرحسین ۱۳۹۶-۰۸-۲۵

      باشه همراه شیرینی راحت شدن از دانشگاه یه جا بدم 🙂

    • کرگدن مقیم دشت های مرکزی آفریقا
      کرگدن مقیم دشت های مرکزی آفریقا ۱۳۹۶-۰۸-۲۶

      تو شروع نکن اسماعیل 🙂

  2. میلاد
    میلاد ۱۳۹۶-۰۸-۲۳

    خیلی کار خوبی کردی زکات دادی

    خدا یاریگر قلب های پاکه

    • امیرحسین
      امیرحسین ۱۳۹۶-۰۸-۲۵

      🙂
      انشالله که بتونم و بتونیم قلب های پاک داشته باشیم.

  3. ایمان
    ایمان ۱۳۹۶-۱۰-۲۶

    خیلی مطالب بلاگت خوبه ایشالله همینجوری ادامه بدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *