Press "Enter" to skip to content

برنامه برپا را از دست ندهید (آموزش؟ و پرورش؟)

پیش نوشت : فکر کنم از مطلب نگذاشتن این چند وقت مشخص است که چقدر درس و کار همزمان در حال فشار آوردن هستند و باعث شده اند که نتوانم بنویسم. هر چند شاید باید بهتر برنامه ریزی بکنم. این متن تا حد خوبی فاقد مطلب جدید است و در واقع یک جور درددل است از زخم های قدیمی. زخم هایی که عمق آن تمام ابعاد جامعه را در بر گرفته است.

وضع اسفبار آموزش و پرورش نیاز به توضیح ندارد. و من فقط می خواهم درددل خودم را بگویم. اگر برادر یا خواهر محصل داشته باشید و جدا از تجربه خودتان سعی کنید از بیرون به این سیستم نگاه کنید بدون شک نمی توانید مشکلاتش را نبینید. برادرم را می دیدم که بدون این که بفهمد چرا و چگونه تست ریاضی می زد. بدون این که اصلا بفهمد سینوس و کسینوس چیست سعی می کرد حفظ کند و تست بزند. واقعا برایم ناراحت کننده بود. درحدی که موقعی که این مطلب را شروع کردم بغض گلویم را گرفته بود. گفتم خب این ریاضی است و این ها هم تجربیند شاید چون دوست ندارند این گونه به قضیه نگاه می کنند. بعد از آن سایر کتاب هایش را دیدم . دینی و کتاب های خیلی قهوه ای تا حد خوبی اشکم را بیشتر کرد. بعد هم که شب شیمی می خواند وضع همین بود. می خواند که در اطراف اتم فلان قدر اربیتال وجود دارد سعی می کرد عدد اتمی ها را حفظ کند تا سریع بتواند تست بزند. ادبیات ، عربی و بدتر از همه فیزیک یکی پس از دیگری از جلو چشم قرمزم گذشتند. وقتی اشک عصبانیت روی چشمم جمع می شد که یادم می آمد این مطالب را من هم خوانده ام. به برادرم هم نمی توانم بگویم نخوان چون واقعا جایی که الان من در آن هستم از همان خواندن مطالب افتضاح بوده است. بدتر از همه این که آن هفته امتحان درس مهندسی نرم افزار داشتم. نمی دانم باور کردنی است یا نه. اما سوال اول امتحان این بود : “نرم افزار چیست؟” و خب مدام از خودم می پرسم در همچنین سیستمی وظیفه من چیست؟ آیا همچنان معدل الف شدن منطقی است؟ و هر بار به این نتیجه می رسیدم که خیر باید دنبال یک راه خوب برای یادگیری عمیق باشی از این آموزش عالی هم چیزی در نمی آید و این شد که آن شب که سوار اتوبوس بودم تا برگردم تصمیم گرفتم اگر روزی توانستم و کاری از دستم بر می آید برای این کالبد مرده انجام دهم.

صحبت های فاینمن از تجربه اش در برزیل واقعا جذاب است و پیشنهاد می کنم حتما مطالعه کنید. وقتی نوشته اش را می خوانید چه دانشجو باشید و چه دانش آموز حس درد عمیقی را می کنید. انگار یک نفر روی زخم کهنه را باز کرده و با سمباده در حال کشیدن روی آن است. وقتی می گوید : “اینها همه چیز را حفظ کرده‌اند ولی معنی هیچ کدام از حفظیات‌شان را نمی‌دانند.” مو به تن آدم سیخ می شود که چه جالب که ما هم در همین کثافت در حال غلط خوردن هستیم.

مشکل آموزش و پرورش مشکل و درد تمام جامعه است. نمودهای آن فراوانند و من فقط برای یادآوری چندتای آن را مثال می زنم. وضعیت ورزشگاه ها. وضعیت رانندگی. وضعیت ازدواج و طلاق. وضعیت دزدی و بیکاری. وضعیت اعتیاد. همه این موارد ریشه در مدرسه دارند. وقتی در تمام مقاطع مدرسه به فرزند می آموزیم برو پیش مشاور تا برایت برنامه تست بچیند انتظار خروجی ای جز انسان های افسرده و پرخاشگر داریم؟

تا این جا که درددل کردم از درد عمیق آموزش و پرورش گفتم از دغدغه های خودم در آموزش عالی هم گفتم. حالا باید بگویم چه باید کرد. اما چرا من بگویم وقتی شخصی مثل علی عبدالعالی که سال هاست در این زمینه است در حال فریاد زدن و کمک خواستن است؟ علی عبدالعالی را از کنکور می شناختم از برنامه یادگیری با طعم لذت که وقتی شروع می شد مادرم مرا صدا می کرد تا بیایم و ببینم. مردی از جنس عمل است. هر کاری که بگویی هم انجام داده است. از معلمی تا مدیری و استادی. و وقتی از درد آموزش و پرورش می گوید می توانید درد و غم را از چشمانش بخوانید. فکر می کنم حداقل کاری که برای این مرد بزرگ می توانم بکنم هم رکاب شدن با اوست و ای کاش ای کاش ای کاش روزی بتوانم کمکش کنم و دنباله رو مسیرش باشم تا این مسیر که برای ما سنگلاخ طی شد برای فرزندان این سرزمین با لذت بیشتری طی شود.

لینک روبرو صحبت های علی عبدالعالی در برنامه خط قرمز است از خواننده برادرانه خواهش می کنم هر وقت که توانست این یک ساعت را ببیند تا بفهمد اگر علی عبدالعالی می گوید آموزش پرورش نیاز به اصلاح دارد منظورش چیست. لینک فیلم

اخیرا برنامه ی جدیدی از ایشان شروع شده است که نامش برپا است. هدف هم این است که بتوانیم این سیستم از پایه خراب را از طرف مردم درست کنیم. هر چهارشنبه می توانیم منتظر برنامه جدید علی عبدالعالی باشیم تا با روش های عجیب و جالبش آزمایش هایی را که نکردیم برایمان انجام دهد. پیشنهاد می کنم این مجموعه را به دانش آموزان اطرافتان و خانواده هایشان در حد توانتان پیشنهاد دهید تا بتوانیم در حد توانمان کمک حداقلی به علی عبدالعالی و تیمش کرده باشیم و به قول دکتر عبدالعالی همراه شویم. لینک برنامه برپا

#همراه_شو_عزیز، #همراه_شو_عزیز

تنها نمان به درد، کاین درد مشترک

هرگز جدا جدا، درمان نمی شود

به امید پیشرفت آموزش و پرورش برای فرزندان این سرزمین

۳ Comments

  1. علی عبدالعالی
    علی عبدالعالی ۱۳۹۶-۰۹-۲۸

    سلام
    الهی لایق این همه محبت باشم
    الهی خدا به نیتم درجه خلوص بیشتری بده
    الهی بچه های ایران فردا زجر نکشن
    الهی خدا مدد کنه.
    فدای محبتتون
    علی

    • امیرحسین
      امیرحسین ۱۳۹۶-۰۹-۲۹

      سلام استاد
      از این که این جا اومدید خیلی خیلی خوش حال شدم. در حدی که حس می کنم همانا وبلاگ نویسی بر من تمام شد!
      پروردگارا به انسان های پرتلاش و دغدغه مند و مخلص این سرزمین قدرتی بده تا بتوانند جلوی هر سختی مقاومت کنند.
      ان شالله همیشه در پناه حق سرزنده و سربلند باشید و همین طور امیدوارم روزی بتونم کمکتون کنم و در مسیرتون گام بردارم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *