Press "Enter" to skip to content

ای روح آرامش یافته (سوره فجر)

و سوگند به سپیده دم. باید جایی هم در مغزم برای حکاکی این سوره بیابم.

می تونید این متن را همراه با تلاوت استاد پرهیزگار گوش کنید (سه دقیقه زمان می گیرد) :

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

به نام خدای بخشاینده مهربان

وَالْفَجْرِ ،  وَلَیَالٍ عَشْرٍ

سوگند به سپیده صبح، و سوگند به، شبهای دهگانه

وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ ، وَاللَّیْلِ إِذَا یَسْرِ

و سوگند به جفت و طاق، و سوگند به شب چون روی به رفتن نهد

هَلْ فِی ذَلِکَ قَسَمٌ لِّذِی حِجْرٍ

آیا خردمند را این سوگندها کافی است؟

أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعَادٍ

آیا ندیده ای که پروردگار تو با قوم عاد چه کرد؟

إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ

با ارم که ستونها داشت؟

الَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُهَا فِی الْبِلَادِ

و همانند آن در هیچ شهری آفریده نشده بود

وَثَمُودَ الَّذِینَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ

و قوم ثمود که در آن وادی سنگ را می بریدند،

وَفِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتَادِ

و قوم فرعون آن دارنده، میخها،

الَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلَادِ

آنها در بلاد طغیان کردند،

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسَادَ

و در آنها به فساد در افزودند

فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذَابٍ

و پروردگار تو تازیانه عذاب را بر سرشان فرود آورد

إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصَادِ

زیرا پروردگارت به کمینگاه است

فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ

اما آدمی، چون پروردگارش بیازماید و گرامی اش دارد و نعمتش دهد، می گوید: پروردگار من مرا گرامی داشت

وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ

و چون بیازمایدش و رزق بر او تنگ گیرد، می گوید: پروردگار من مرا خوار ساخت

کَلَّا بَل لَّا تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ

نه چنان است شما یتیم را گرامی نمی دارید،

وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکِینِ

و یکدیگر را به اطعام، مسکین ترغیب نمی کنید،

وَتَأْکُلُونَ التُّرَاثَ أَکْلًا لَّمًّا

و میراث را حریصانه می خورید،

وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا

و مال را فراوان دوست دارید

کَلَّا إِذَا دُکَّتِ الْأَرْضُ دَکًّا دَکًّا

آری، چون زمین شکسته شود و شکسته شود،

وَجَاء رَبُّکَ وَالْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا

و امر پروردگار تو فرا رسد و فرشتگان صف در صف،

وَجِیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ یَتَذَکَّرُ الْإِنسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّکْرَى

و در آن روز جهنم را حاضر آرند، آدمی پند گیرد و چه جای پند گرفتن باشد؟

یَقُولُ یَا لَیْتَنِی قَدَّمْتُ لِحَیَاتِی

می گوید: ای کاش زنده گشتن خویش را پیشاپیش چیزی می فرستادم

فَیَوْمَئِذٍ لَّا یُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ

در آن، روز چون عذاب او کس را عذاب نکنند،

وَلَا یُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ

و همانند او کس را به زنجیر نکشند

یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ

ای روح آرامش یافته،

ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَهً مَّرْضِیَّهً

خشنود و پسندیده به سوی پروردگارت بازگرد،

فَادْخُلِی فِی عِبَادِی

و در زمره بندگان من داخل شو،

وَادْخُلِی جَنَّتِی

و به بهشت من در آی

 

پی نوشت) شاید بد نباشه یه بار دیگه به مفهوم این آیه ها فکر کنیم :

آدمی، چون پروردگارش بیازماید و گرامی اش دارد و نعمتش دهد، می گوید: پروردگار من مرا گرامی داشت. و چون بیازمایدش و رزق بر او تنگ گیرد، می گوید: پروردگار من مرا خوار ساخت. یتیم را گرامی نمی دارید. یکدیگر را به اطعام مسکین ترغیب نمی کنید. میراث یتیم را حریصانه می خورید و مال فراوان دوست دارید.

 

عکس از لینک روبرو تهیه شده است : لینک

۲ Comments

  1. محمدرضا
    محمدرضا ۱۳۹۷-۰۱-۳۰

    چند آیه اول هم خیلی جالبه، مخصوصا برای مهندسین، وقتی پیشرفت های بزرگ دنیایی رو خوار میبینه، پیشرفت هایی که بعضا هدف ما میشند، با اینکه پیشرفت های بزرگ مادی رو نهی نمیکنن اما آدم حس میکنه نباید هدف زندگی باشند.

    • امیرحسین
      امیرحسین ۱۳۹۷-۰۱-۳۱

      آره در واقع داره یه جور تلنگر می زنه که حواست باشه هر پیشرفتی هم بکنی کوچیکه.
      حسی که من وقتی میام روستا دارم اینه که تو تهران از اون جا که رشد یه نهال از روی زمین رو نمی بینم و از اون جا که بیشتر می بینم آدم ها دارن ساختمون می سازن گاهی غافل میشم و یادم میره که أَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنشِؤُونَ. وقتی میام شهر هم اولا همش دلم تنگ سادگی اون جاعه ولی خب بازم یادم میره و عادت می کنم به دیدن ساختمون های بزرگ دست ساز آدم ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *