Press "Enter" to skip to content

صدایی از درونم مرا فریاد می زند

روزی از روزهایی پاییزی است. مثل همه روزهای دیگرش. پر از برگ های گرم که بر اثر باد سرد ریخته اند. پر از زیبایی های پنهان و قوانین بی انتها. خورشیدی آن بالاست سوسویش نگاهت را می زند اما دلت را روشن می کند.

چشمت باران می خواهد. پایت مسیری بی انتها. نگاهت افق. مغزت سکون. دلت هم وسعت. وسعتی به کران های آسمان.

دوست داری با سکوتت فریاد بزنی به بلندی آتشفشان خاموشی که سر به فلک کشیده. دوست داری با پاک کن شروع کنی به نوشتن زندگیت. دوست داری با دردهایت لذت ببری و از درد بی دردی خودت را به آتش بیندازی.

در فکری که پرنده ای را جلویت می بینی. بر سر جنازه بی جان رفیقش، ایستاده شیون می کند تا آرام شود. دوست داری همان یک کاسه امید را هم که داری بریزی بر سر پرنده مرده تا اکسیرش زنده اش کند. مگر زندگی همین ریختن کاسه های امید بر سر هم نیست؟

ای منِ من. ای تو که می خواهی مرا از پای در بیاوری. ای تو که می خواهی بزرگ شوی و نمی گذاری کوچک بمانم. ای تو که فکر می کنی بزرگ شدن مشکلی را حل می کند. ای تو که فکر می کنی مستقل بودن چاره همه مشکلات است. ای تو که فکر می کنی به تنهایی حریف همه چیز هستی. ای تو که می خندی به درخت گردوی پای در خاک و ای تو که فکر می کنی می توانی من را درگیر زر و زور و تزویر کنی. من در برابرت تسلیم نمی شوم…

صدایی از درونم مرا فریاد می زند… منتظر باش. منتظر باش که جادوی مرگ روزی به سراغت خواهد آمد و نجاتت خواهد داد. آن روز می توانی بر سر یلدای تنهاییت بنشینی. با خودت گرم بگیری و از خاطرات مردم عجیب اطرافت بگویی و از ته دل به آنها قاه قاه بخندی. همان مردمانی که فکر می کنند موجودات متفکر این عالم اند. مردمانی که فکر می کنند اگر بالاتر بروند به قله می رسند. مردمانی که فراموش کرده اند لذت دوست داشتن و دوست داشته شدن را. آن روز می توانی غرق شوی در تخیلاتت غرق غرق. بدون ترس از این که نتوانی از آنجا بیرون بیایی.

ای امید درونم. ای تو که آب حیاتم هستی. بگذار دمی دیگر نیز از تو بنوشم تا بتوانم در نبردهایم با خودم پیروز شوم…

 

 

۲ Comments

  1. میلاد
    میلاد ۱۳۹۷-۰۹-۲۳

    تشکر از موسیقی زیبا

  2. ناهید
    ناهید ۱۳۹۷-۰۹-۲۷

    امیر حسین ما را با این حرف هایت می ترسونی. درونت را خالی از هرگونه نفرت و خشم بکن و خود را سرشار از عشق به خداوند و دست داشتن بکن. د راین فقط خداوند است به تو کمک می کنه. چه طور میتونی حرف از ناامیدی بزنی. موسیقی هم اصلا زیبا نبود . یک جور حالت سکون و مرگ داشت. شما می توانید با گشودن ذهن و قلبتان از قدرت شادی و حکمت خدا بهره مند گردید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *