Press "Enter" to skip to content

من کیم؟ (قسمت دوم)

مقدمه :
در قسمت اول از این سبک موضوعات گفتم که اگر می خواهید خودتان و علایقتان رابشناسید نباید به برچسب هایی که روی خودتان خورده دقت کنید و آنچه مهم است سبک زندگی و درک و عشق شما است. و رابطه آنها را هم از نظر خودم به این شکل مدل کردم :

طرح کلی

به این شکل که عقل و شعور روی سبک زندگی ما تاثیر می گذارند و عشق و علاقه ها هم روی سبک زندگی ما تاثیر می گذارند.

متن اصلی :
فکر می کنم اهمیت خودشناسی بر کسی پوشیده نیست. اول از همه این که خودشناسی مقدمه ای برای خداشناسی است و هم چنین خودشناسی در کنار شناخت محیط تصمیم های سراسر زندگی شما را شکل می دهد و به این ترتیب می تواند در تعیین سرنوشت تاثیرگذار باشد. بنابراین خودشناسی در این حد که برای شناخت آن برنامه ریزی کنید مهم است.

بعد از این که از نکته بالا و مطالب پست بالا عبور کردم وارد فاز جدیدی از فکر هایم شدم و آن این بود که حالا من می دانم خودشناسی مهم است. و هم چنین می دانم خودشناسی به مفهوم شناخت توانایی های ذهنی و عاطفی و درک از محیط و سبک زندگی است. خب با دانستن مطالب بالا حالا سوالم این بود چه کنم که خودم را بشناسم؟

حقیقتا باید بگویم شناخت خود کار سخت و زمان بری است. راه های مختلفی هم دارد. راه هایی که من به ذهنم رسید دو دسته بود. دسته اول راه حل های خودمحور بود. و دسته دوم راه حل های دیگر محور. راه حل های خودمحور راه حل هایی اند که در آن شما تلاش می کنید با نمودهای بیرونی خودتان سعی در شناخت خودتان داشته باشید و راه حل های دیگر محور این گونه اند که می خواهید ببینید دیگران درمورد شما چه نظری دارند.

۱ – راه حل خودمحور : راهی که من به ذهنم رسید  شناخت خود از طریق نوشتن است. خیلی هم ساده هست. یه برگه جلوی خودم گذاشتم و سعی کردم بنویسم چرا با آدم های اطرافم فرق دارم. در چه زمینه هایی برترم و در چه زمینه هایی ضعیف ترم. سعی کردم استعدادهای خودم را لیست کنم. هم چنین سعی کردم بنویسم سبک زندگی که الان دارم چگونه است و سبک زندگی که دوست دارم داشته باشم چگونه است در واقع این دو مقوله یکی نشانه تفکر و درک فعلی من و دیگری سبک زندگی فعلی من می شود. نوشتن در مورد سبک زندگی کمک شایانی می کند که به لایه بعدی خودشناسی که همان تلاش برای بهبود خود است هم برسم. فقط اگر تلاش می کنید که این کار را مثل من انجام دهید حواستان باشد که بین سطح زندگی و سبک زندگی فرق قایل شوید ( نوشته استاد شعبانعلی درباره تفاوت این دو ) پس از این دو هم سعی کردم آرزوهایم را بنویسم. به شخصه معتقدم مهم ترین تفاوت انسان ها در آرزوهای آن هاست. آرزو در واقع نقطه تلاقی عشق و شعور ما است. بزرگی آدم ها هم به بزرگی آرزوهایشان است. یک از مشکلات دانشگاه هم این است که به بچه ها می گوید آرزوهایتان را بریزید سطل و بشینید فرمول فلانی را حفظ کنید. دردناک ترین نکته هم این است که از برخی از دوستانم می پرسم بزرگترین آرزویت چیست؟ و تازه آن لحظه شروع می کند به فکر کردن که بزرگترین آرزویم چیست و اصلا دارم یا نه؟ خلاصه آرزو نداشتن خیلی خیلی دردناک است. از بحث اصلی دور شدم به طور خلاصه منظورم این بوده که آرزوهایم را نوشتم و این موضوع شهود خوبی به من داد. نکته بعدی که تلاش کردم بنویسم سبد ارتباطات و وقتم بود. سوال هایی که در این قسمت می توانید از خودتان بپرسید و درباره آن ها بنوییسید زیادند و نیاز دارند که در یک پست دیگر دقیق تر مطرح شوند. به هر حال فکر می کنم تا حد خوبی گفتم که با نوشتن چه کارها می توان برای شناخت خود کرد.

۲ – راه حل دیگرمحور : از یک دوست نزدیک خود خواستم که سه ویژگی مثبت و سه ویژگی منفی من را بنویسد. این کار به من کمک کرد که بفهمم چقدر آن چیزی که دوست دارم باشم و آن چیزی که هستم فاصله دارد. این کار واقعا انرژی بر و زمان بر است. بنابراین از دوستم خواستم که سر فرصت این کار را انجام دهد. نتیجه این کار شگفت انگیز بود. به دوستان بیشتری این پیشنهاد را دادم و از دوستانم خواستم که به هیچ وجه تعارف نکنند به هر حال مهم ترین وظیفه یک دوست نمایان کردن نقاط ضعف است. البته طبیعتا دوستانم هم از من خواستند که برای آن ها هم این کار را تکرار کنم. نکته شگفت انگیز این بود که وقتی به سه دوستم گفتم که ویژگی های مثبت من رو بگند هر سه سه ویژگی را گفتند که فقط در اولویت ها فرق داشتند. و این به من نشون داد که مهم ترین ویژگی های مثبت من تثبیت شده هستند. اما خب ویژگی های منفی من تفاوت داشتند که این هم برایم برد بود که توانستم چندین نقطه کور که خودم هم فکرش را نمی کردم در مورد خودم پیدا کنم.

به طور جد پیشنهاد می کنم در این زمینه تلاش کنید لااقل یک بار کارهایی که کردم را اگر نکرده اید انجام دهید چون قطعا بعد از انجام این کارها خیلی حس بهتری دارید یا لااقل من که این طور بودم. این موضوع با بسیاری از مفاهیم مثل عزت نفس رابطه نزدیکی دارد که بعد از تلاش در جهت آن نتیجه را در بلندمدت خواهید دید. در کل نتیجه این جور فعالیت های خودشناسی معمولا در آینده نزدیک مشخص نمی شوند اما تاثیر مهمی در آینده دور دارند.

خیلی خوش حال می شوم که شما هم نظرتان را درباره راه های بالا و تجربتان در این زمینه و راه هایی که شما استفاده کرده اید برایم بنویسید 🙂

یک نظر

  1. حسین زارع
    حسین زارع ۱۳۹۷-۰۱-۱۰

    جالب بود مخصوصا از قاب دیگران خود را دیدن .من هم امتحانش خواهم کرد .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *