Press "Enter" to skip to content

خوابگاهی بودن مزایا و معایب ، آفت ها و فرصت ها

پیش نویس شرح حال خودم است اگر می خواهید فقط درباره مطلب اصلی بخوانید از بعد این دو شروع کنید.
پیش نوشت : الان یک سال و نیمی است که خوابگاهی هستم. یام می آید ۱ سال و نیم پیش  یکی از مهم ترین تصمیمات زندگیم را می گرفتم به وفور به دنبال مطالبی بودم که بفهمم خوابگاهی بودن چه شکلی است. چه بدی هایی دارد چه فوایدی دارد. رتبه کنکورم خوب نبود یعنی در واقع انتظارم از خودم خیلی بیشتر بود. رتبه ام شد ۲۷۶ و این شد که در دوگانگی عجیب غریبی قرار گرفتم چون نمی دانستم که ماندن در تهران در دانشگاهی مثل امیرکبیر بهتر است و یا این که بروم در همان شهر اصفهان در دانشگاه صنعتی اصفهان. بار ها و بارها کامپیوتر امیرکبیر یا برق اصفهان را جستجو می کردم و بعدش هم می نشستم و فکر می کردم. با توجه به این که المپیاد کامپیوتر واقعا برایم جذاب بود به رشته کامپیوتر علاقه شدیدی داشتم اما از طرفی فکر می کردم که بودن در شهر دیگر موقعی ارزش دارد که در بهترین دانشگاه باشی نه امیرکبیر که فرق چندانی با صنعتی اصفهان ندارد. عوامل مختلفی را در نظر گرفتم مثلا این که امیرکبیر کامپیوترش واقعا خوب است اما این رشته را نمی توانم در اصفهان بخوانم و مثلا این موضوع که اگر برق اصفهان را بخوانم در همان اصفهان ممکن است زمین گیر شوم چون کارم در کارخانه ها خواهد بود البته چندان هم فکر هایم دور از واقعیت نبود خلاصه تصمیم گرفتم بیایم تهران و یک خوابگاهی شوم.

مزایا و معایب

همان طور که در تیتر نوشتم خوابگاهی شدن مزایا و معایبی دارد و یک سبک زندگی جدید می طلبد. البته این را بگویم اگر در دوران جوانیتان این سبک را تجربه نکنید هرگز تجربه نخواهید کرد. می خواستم مزایا و معایب را در ابتدا تیتروار بگویم و توضیح بدهم اما دیدم تقسیم بندی آنها به این شکل ممکن نیست و در واقع هر خوبی یک بدی همراه خودش می آورد. به خاطر همین در هر بند توضیحاتی درباره یک ویژگی خوابگاه می دهم.
مهم ترین نکته ای که در خوابگاه یاد می گیرید زندگی مستقل است. شما که تا دیروز مادرتان موقع درس خواندن برایتان آبمیوه می آورد (!) اکنون باید تمام مشکلات زندگی خودتان را به تنهایی حل کنید. این استقلال که آزادی شما باعث آن می شود معایبی به همراه می آورد این که شما باید حواستان باشد که در انجام هر کاری آزادید و دیگر سایه خانواده را بالای سر خودتان نمی بینید. چاله هایی هست که باید حواستان باشد در آنها نیفتید که آنها را کمی پایین تر در قسمت آفت ها می گویم.
نکته دوم خوابگاه این است که انتظار یک هتل با چشم انداز رو به خورشید را نداشته باشید. زندگی در خوابگاه واقعا سخت است.در  ترم ۱ در  یک اتاق ۲۰ متری ۵ نفر بودیم تراکم فوق العاده بالا بود. ترم ۲ وضعیت من بسیار بدتر شد. می توانید زندگی در اتاق بدون پنجره و نور را تصور کنید؟ بعد از یک هفته خوابیدن در تخت بالا در ترم ۲ نفس تنگی گرفتم چون واقعا اتاق ما در درونی ترین قسمت ساختمان بود و هیچ بادی درون آن نمی آمد و در ضمن وقتی برق را در آن خاموش می کردیم سیاهی مطلق را می دیدیم واقعا هیچ نوری وارد آن نمی شد. یادم می آید که یک بار که چهارشنبه پنج شنبه و جمعه از اتاق بیرون نرفتم چون روز را خوابیده بودم وقتی بیدار شدم فکر می کردم ساعت ۸ صبح است بعد وقتی بیرون رفتم و تاریکی  را دیدم متوجه شدم که ۸ شب است 🙂 . خلاصه این که احتمال دارد همچین شرایطی را تحمل کنید پس اگر می خواهید این انتخاب را کنید بدانید که ممکن است شرایطتان از خیلی بد تا خوب متغییر باشد و در هر شرایط شما باید با آن کنار بیایید. اما فراموش نکنید حضور دوستان این سختی را خیلی کم می کند در  حدی که آن را فراموش می کنید.
نکته سوم اطرافیانتان هستند. هنوز جمله پدرم در آخرین لحظاتی که در اتاقمان بود در ذهنم هست که می گفت یادت باشد خوابگاه خیلی خوش می گذرد. واقعا درست می گفت در خوابگاه به طرز عجیبی پس از ۲ سال حس وابستگی به دوستانتان پیدا می کنید. می گویید و می خندید. انتخاب دوست خوب خیلی حساس تر از گذشته می شود. ولی نگران نباشید اگر کمی زرنگ باشید دوستان خوبی پیدا می کنید که بعدها نمی توانید آنها را ترک کنید.
نکته بعدی زمان هرز است. به طرز فاجعه آمیزی زمان هرز شما در خوابگاه زیاد است. اگر زمان های فعالیت واقعی را زمان سیاه بنامیم و زمان های لذت و تفریح را سفید می توان گفت که اکثر خوابگاهی ها زمان هایشان پس از مدتی کاملا خاکستری می شود. البته این موضوع را معمولا می توانید با تغییر سبک زندگی درست کنید. می توانید شرایط درس خواندن را در خوابگاه برای خودتان فراهم کنید و یا این که مثل من قبل از ۱۰ به خوابگاه نیایید. خوابگاه با تمام بدی هایش و سختی هایش در این یک سال گذشته برای من امکان استفاده حدکثری از زمان های بعدازظهر را فراهم کرد. مثل یک موتور از صبح تلاش می کردم و از آنجا که نیازی نبود زمانی را در طول مسیر تلف کنم می توانستم تا ساعت ۱۰ شب در دانشگاه بمانم و وقتی خوابگاه می آمدم خیلی خسته بودم و کارهای شخصی را می کردم و می خوابیدم.
نکته مهم دیگر موضوع privacy است. به طور خلاصه : در خوابگاه privacy تعریف نشده است. شما فضای شخصی ندارید. فضایی که با خودتان در آن تنها هستید فقط دستشویی و حمام است(!). این موضوع در اکثر بچه ها و البته خود من باعث تغییر سبک خوابیدن شما می شود. این که ساعت ۳ بخوابید پس از مدتی دیگر اصلا برایتان عجیب نیست. نه تنها عجیب نیست که بیدار ماندن تا آن موقع شب به یک فرصت تبدیل می شود. فرصتی که می توانید در آن مقدار کمی privacy را حس کنید کتاب های غیردرسی بخوانید و در سکوت فکر کنید…
نکته بعدی این است که اگر خیلی منظم هستیدو به منظم بودن خیلی خیلی حساسید نمی توانید در خوابگاه زندگی کنید (:b) البته یک مقدار اغراق کردم اما من تا کنون اتاقی ندیده ام که در کل هفته منظم باشد.موقع امتحان ها واویلا می شود در حدی که در اتاق قبلی وقتی خوابگاه می آمدم برای هر جای پا باید دولا می شدم و جای پا باز می کردم .

فرصت ها و آفت ها

ابتدا از آفت ها شروع می کنم. تعریف کردن آفت کار سختی است. آفت پدیده ای است که ممکن است جلوی رشد و بالندگی شما را بگیرد. تعیین مرزهای آفت از نظر انسان های مختلف فرق دارد. بعضی ها که البته آنهایی هستند که عموما درگیر این موضوع ها هستند ممکن است از این که موضوعی را در بین آفت ها گذاشته ام تعجب کنند. اما این را بپذیرید که این موضوع از دیدگاه شخصی بنده است.
اولین آفت که ممکن است درگیر آن شوید سیگار است. سیگار در خوابگاه بسیار در دسترس است و هرچی ترم شما بالاتر روز این پدیده در  دسترس تر می شود و البته عادی تر. البته این بیشتر در مورد پسر ها هست. من در خوابگاه خودم مشاهده نکردم اما شنیده ام که الکل هم از مواردی است که دانشجویان بیکار درگیر آن می شوند. علاوه بر آن شرط بندی هم از مواردی است که در خوابگاه ها زیاد است. اما به شما قول میدهم اگر دوست های خود را درست انتخاب کنید هرگز درگیر آن نمی شوید. این هرگز را به این دلیل گفتم که دیده ام خانواده به شدت نگران این موضوعات هستند در حالی که این موضوعات در دانشگاه های برتر تهران که من می دانم آنقدر که اغراق می شود نیست و به جز سیگار سایر موارد را تا حالا خودم در خوابگاه ندیده ام.
دومین آفت بازی است. خیلی احمقانه است بگویم یکی از دوستانم به خاطر یک بازی و اعتیاد به آن یک ترم را حذف کرد. شاید برایتان خیلی مسخره باشد. بعضی بازی های کامپیوتری می توانند به سان جلادی شما را درو کنند. باید مراقب باشید درگیر آنها نشوید.
سومین آفت و نامحسوس ترین آفت و خطرناک ترین این ها عشق است. این موضوع خیلی بحث دارد. نمی دانم آفت است یا نه. جدا از این که این موضوع باعث افت تحصیلی می شود اگر افت تحصیلی هم برایتان مهم نباشد بدانید که شما وارد کاری شده اید که یک سرش احتمالا خوشبختی و سر دیگرش دردسر است. این جا می خواهم موضوعی را باز کنم و دوباره به بحث اصلی بازگردم. این موضوع بحث فرهنگ خانوادگی است. در تهران عموما این جوری است که پسر و دختر های تهرانی به نسبت رابطه بهتری با هم دارند. شهرستانی ها عموما از خانواده ها با فرهنگ دینی آمده اند. طبیعی است که اگر رابطه دختر و پسر برای خانواده شما خیلی عادی است و راحت به مادرتان می گویید “امروز با دوست دخترم رفتم پارک” احتمالا این مورد را یک آفت نخواهید دانست. اما اگر فرهنگ خانوادگی که با آن بزرگ شده اید چیز دیگری است بدانید که باید به این موضوع فکر کنید. (بازگشت به موضوع اصلی) این موضوع عموما دو سطح دارد. سطح اول احساس و درون ریزی سطح دوم عمل و برون ریزی (!). اگر در سطح دوم باشید و خانواده شما از این که با فلانی به کافه می روید و یا این که با هم بیرون می روید خبر ندارند و می دانید که اگر بفهمند ممکن است اتفاقات خوبی نیفتد بدانید که یک جای کار می لنگد. در بهترین حالت که به هم می رسید و من را هم به عروسی دعوت کنید 🙂 . اما در آن سوی قضیه ممکن است خانواده آن فرد را به هر دلیلی برای شما مناسب نبیند. فراموش نکنید عاشق حقایق را نمی بیند اما خانواده می بیند. در این شرایط شما راه را برای رسیدن به عشقتان غیرممکن می بینید ؛ عشقی که چندسال در دانشگاه را با هم بوده اید. این جاست که سال های متوالی را باید با قرص های اعصاب طی کنید. اگر به این موضوع شک دارید سری به فروم های فراوان بزنید. اگر واقعا حسی دارید یادتان باشد که به خانواده بگویید. آنها بهترین کمک را می توانند به شما کنند.
این سه آفت مهم ترین ها هستند چون خروج از آنها سخت است. واقعا سخت تا حالا که مخاطبم بیشتر بچه هایی بودند که دانشگاه نیامده اند اما این جا می خواهم مخاطبم را دانشجویان ببینم که تا این جا صبر کرده اند و خوانده اند. اگر درگیر این آفت ها نیستید که خوش به حالتان. اما اگر حس می کنید که درگیر این ها هستید سعی کنید با جایگزین کردن فعالیت های دیگر مانع انجام این آفت ها شوید واقعا ایده دیگری به ذهنم نمی رسد. خیلی خوش حال می شوم اگر نظرتان را درباره این آفت ها با من هم در میان بگذارید.
جدا از این ها خوابگاه فرصت بزرگی است که با دوستانی آشنا شوید که تا آخر زندگی لذت بودن و خوابیدن در کنار آنها را فراموش نخواهید کرد. خیلی ها را پیدا خواهید کرد که احتمالا بهترین دوستانتان خواهند بود. یادتان باشد که تقریبا پیدا کردن دوست خوب در محیط کار غیرممکن است آنجا شرایط کاری است و فضای خاص خودش حاکم است.
نمی دانم حوصله کردید تا این جا را بخوانید یا نه. اگر تا این جا را خواندید از این که من را تحمل کردید متشکرم.

این عکس آخر هم لاکچری ترین وسایل اتاق من هستند در یک قاب :

۴ Comments

  1. simulator
    simulator ۱۳۹۶-۰۵-۱۶

    سلام
    وب جدید مبارک
    این مطلب خیلی جالب بود در حدی که به نظرم باید بصورت بروشور بین بچه های ورودی هر سال پخش بشه

    • ahbeheshti
      ahbeheshti ۱۳۹۶-۰۵-۱۶

      سلام
      ممنون
      خیلی لطف دارید. 🙂

  2. Matin
    Matin ۱۳۹۶-۰۶-۰۴

    عاااالی بووووود واقعاااااا
    خیلی خوب معایبش رو مطرح کردید
    ضمن اینک تو خوابگاه واقعا قدر مامان بابامون رو بیشتر درک میکنیم

    • ahbeheshti
      ahbeheshti ۱۳۹۶-۰۶-۰۶

      بله واقعا .
      تخم مرغی که مامان می پزه چندبرابر بهترین غذاهای سلف به من می چسبه 🙂
      همیشه به کسایی که سر غذا در حال غر زدن به دست پخت مامان هستن میگم شما باید یک ماه زندگی خوابگاهی رو تجربه کنید تا بعد قدر همه چیز را بدونید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *