Press "Enter" to skip to content

روزنوشته های یک دانشجو Posts

برنامه برپا را از دست ندهید (آموزش؟ و پرورش؟)

پیش نوشت : فکر کنم از مطلب نگذاشتن این چند وقت مشخص است که چقدر درس و کار همزمان در حال فشار آوردن هستند و باعث شده اند که نتوانم بنویسم. هر چند شاید باید بهتر برنامه ریزی بکنم. این متن تا حد خوبی فاقد مطلب جدید است و در…

۳ دیدگاه

بیایید ریاکار باشیم (هم افزایی)

پیش نوشت ۱) مطالب این نوشته برداشت های نویسنده از چندین پدیده اجتماعی می باشد و ارزش دیگری ندارد. پیش نوشت ۲) بر همگان واضح و مبرهن است که ریاکاری در فرهنگ ما عملی نکوهش شده است. ریاکاری عموما به وضعیتی گفته می شود که شخص در آن عملی را…

۷ دیدگاه

اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم؟

این متن تا حدی شخصی است. پس لطفا در اول تمام جمله ها “من فکر می کنم و لزوما درست نیست” را به صورت مستتر بخوانید. این متن در شرایطی منتشر می شود که چندین نوشته در وضعیت پیش نویس هستند و تا حد خوبی هم کاملند اما نویسنده نوشتن…

۵ دیدگاه

همه ما مقصریم (طلب کاری اجتماعی)

نظر شما را به داستان زیر جلب می کنم : در گذشته های دور پادشاهی بیگانه بر سرزمین مادری مسلط شد. او بد خواه و در عین حال زیرک بود. و وزیری داشت از خودش بسی بد خواه تر و زیرک تر. به او امر کرد که راهی بیاب تا…

۲ دیدگاه

دیگر به دانشگاه غر نخواهم زد

پیش نوشت : این نوشته حاصل حس بدی است که چند روز دارم و احتمالا ساختار مشخصی ندارد. اگر به دنبال مطلب باارزش می گردید سخت می توان درون این پست به دنبال آن گشت. امشب دلم به طرز عجیبی گرفته است. مدت هاست که به دانشگاه غر می زنم.…

۶ دیدگاه